|
خدایا!حس درس خوندن نیس..۲۵ فروردینه...
سه ماه تا کنکور مونده...پارسال که گند زدم.امسال چی میکنی تو...اه یکی نیست بگه اخه دختر مگه یه بار سرت به سنگ نخورده.چرا آدم نمیشی تو... .:الهی به امید تو:. جواب به خود خنگم:خدا میگه از تو حرکت از من برکت...
قيامت بي حسين غوغا ندارد
شفاعت بي حسين معنا ندارد حسيني باش كه در محشر نگويند چرا پرونده ات امضاء ندارد...
گفتفش دل میخری؟
پرسید چند؟
گفتمش دل مال تو.تنها بخند
خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود بازآمدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاک افتاده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود... خدایا شکر اعلام نتایجه راستیتشو بخواین خلاصه اینم از کنکور ما.برای آزاد هم پشت دستموداغ کرم که دیگه تقلب نکنم.همین کار هم کردم.هر چی بلد بودم زدم
منتظر نظراتون هستم.خداییش خیلی خوشحال میشم نظراتون رو میبینم. آخه دلت میاد خوشحالم نکنییییییییی- تا آپ بعدی.بابای
((... باز باران با ترانه با گوهرهای فراوان میزند بر بام خانه...)) نمیدونم چرا هر وقت که بارون میاد من یاد این شعر میافتم.کلاس چهارم... الان داره بارون میاد.بارون بهاری.این بارون از آخرین باروناس...دیگه تموم ما هم که اهوازیم دیگه میره تا ۷-۸ ماه دیگه...وای وقتی هم اینجا(نیوسایت) بارون میاد آدم دوست داره فقط تو خیابوناش قدم بزنه.انقدر که دوستداشتنی و رمانتیک میشه.میشه یه بهشت گمشده... دوستای گلم بابت نظرهایی که دادین ممنونم منتظر نظراتون هستم.خوش باشین.بابای
ترقه چی چی جور کردین؟فردا که چهارشنبه سوری هست برنامتون چیه؟من که امسال تقریبا افتادم تو نخ درس
۱مطلب درباره چهارشنبه سوری پیدا کردم.گفتم بذارم اینجا شما هم بخونید.جالبه: --------------------------------------------------------------------------------- " زردي من از تو ، سرخي تو از من " ، " غم برو، شادي بيا " و " محنت برو ، روزي بيا "، از جمله اشعاري است كه پدربزرگها و مادربزرگهاي امروز كه همانا جوانان ديروز هستند، با نام " چهارشنبه سوري " با خود زمزمه ميكنند. نحوست خاكستر قديميهااعتقاد داشتند كه خاكستر چهارشنبه سوري نحس است، چراكه مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و بيماري خود را به آتش ميدهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل ميكنند. اين اعتقاد سبب ميشد تا زن هر خانه خاكستر بر جاي مانده ازآتش چهارشنبه آخر سال را در خاكانداز جمع كرده، به بيرون از خانه ببرد و آن را در سر چهارراه يا در آب روان بريزد. زن در بازگشت به خانه، در خانه را ميكوبيد و به ساكنان خانه ميگفت كه از عروسي ميآيد و تندرستي و شادي را براي خانواده به ارمغان آورده است. اهالي خانه نيز در اين هنگام در را به روي زن ميگشودند و اعتقاد داشتند كه وي تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود آورده است. كوزه شكني از ديگر مراسم چهارشنبه سوري در روزگاران گذشته، كوزهشكني بود كه اين روزها حتي در خاطرات مادربزرگها و پدربزرگها هم گم شده است. در اين رسم، مردم پس از آتش زدن بوتهها و خارهاي كوپه شده، مقداري ذغال به نشانه سياه بختي، كمي نمك به علامت شور چشمي و يك سكه ۱۰شاهي به نشانه تنگدستي در كوزهاي سفالين ميانداختند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود ميچرخاند و آخرين نفر، كوزه را بر سر بام خانه ميبرد و آن را به كوچه پرتاب ميكرد. " درد و بلاي خانه را ريختم به توي كوچه "، شعاري بود كه هنگام پرتاب كردن كوزه از پشت بام زمزمه ميشد و اهالي خانه بر اين باور بودند كه با دورانداختن كوزه، تيره بختي، شوربختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور ميكنند. فال گوش همچنين، هم زمان با غروب روز چهارشنبه سوري، مراسم" فال گوش ايستادن " توسط زنان و دختران جوان انجام ميشد. در اين رسم كهن، زنان و دختراني كه در آرزوي ازدواج بودند و يا شوق زيارت و مسافرت داشتند، در غروب شب چهارشنبه آخر سال نيت ميكردند و از خانه بيرون ميرفتند.آنان در سر گذر يا سر چهارسو ميايستادند و گوش به صحبت رهگذران ميسپردند. آرزومندان بر اين اعتقاد بودند كه اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند،حاجت و آرزوي هايشان برآورده ميشود، ولي اگر سخنان تلخ و اندوه از رهگذران شنيدند،به اين معنا است كه رسيدن به مراد و آرزو در سال نو ناممكن است. قاشق زني "قاشق زني"، از مهمترين آيينهاي مرتبط با چهارشنبه سوري در روزگاران گذشته بود. زنان و دختران آرزومند، قاشقي با كاسهاي مسين را برميداشتند و شب هنگام در كوچه و گذر راه ميافتادند و در برابر هفت خانه ميايستادند و بيآن كه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه ميزدند. صاحبخانه كه ميدانست قاشقزنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل و برنج يا مبلغي پول در كاسههاي آنان ميگذاشت. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نميآوردند،از برآورده شدن آرزوي خود در سال نو نااميد ميشدند. آش ابودردا يكي از مرسومترين كارها در شب چهارشنبه سوري، پخت " آش ابودردا " بود. در اين رسم كهن، خانوادههايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآورده شدن حاجت و بهبودي بيمار نذر ميكردند در شب چهارشنبه آخرسال آش ابودردا يا "آش پدر دردها" بپزند. بعد از اين كه آش پخته ميشد، اندكي از آن به بيمار خورانده شده، بقيه هم در ميان فقرا توزيع ميشد. آجيل هفت مغز نذر آجيل براي چهارشنبهسوري هم يكي ديگر از رسوم ديرين چهارشنبه آخر سال در ايران قديم بود. در اين رسم، زناني كه نذر و نيازي داشتند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام "آجيل چهارشنبه سوري" از دكان رو به قبله ميخريدند، پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش ميكردند. مهمتر از نذر آجيل، "قصه خاركن" بود كه توسط افرادي كه آجيل هفت مغز را پاك ميكردند، نقل ميشد. ترقهبازي به جاي همه چيز در سالهاي اخير، متاسفانه ترقهبازي ،استفاده از مواد محترقه خطرناك و مواد منفجره ، جاي تمامي آيينهاي شيرين و كهن چهارشنبه سوري را گرفته است. --------------------------------------------------------------------------------- البته این آخریو خیلی موافق نیستم آخه خودم هم یکی از اون ترقه بازام امیدوارم چهارشنبه سوری خوب و به یاد ماندنی ای داشته باشید.بدون هیچ خاطره بدی... خوش باشید. بابای
سلام...خوش اومدی...
من،۱۷ سالمه اهوازی هستم.همینطوری به سرم زد یه وبلاگ بزنم و دست نوشته ها و خاطراتم و خلاصه هر چی تو دلو رو تو این وبلاگ بنویسم.به نظرم وبلاگ جای خوبیه که راحت بتونی حرقاتو بزنی.البته اگه وقت تایپ داشته باشی! الان پیش دانشگاهی هستم برای همین خیلی کم میرسم آپ کنم.هر موقع که دلم واسه وبلاگ و نوشتن تنگ بشه،آپ میکنم،البته اگه باز وقت اجازه بده!ولی خواهش میکنم که خسیس بازی در نیارین دیگه منتظر نظرهای قشنگتون هستم.تا آپ بعدی.بابای |
درباره وبلاگ
![]() خوش اومدی.. ای صمیمی! . . . ای دوست گاه و بیگاه لب پنجره ی خاطره ام میایی دیدنت . . . حتی از دور آب بر آتش دل می پاشد آنقدر تشنه ی دیدار تو ام که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم دل من لک زده است گرمی دست تو را محتاجم و دل من . . . به نگاهی از دور طفلکی می سازد ای قدیمی! . . . ای خوب تو مرا یادکنی . . . یا نکنی من به یادت هستم من صمیمانه به یادت هستم دایم از خنده لبانت لبریز دامنت پرگل باد... منوی اصلی
پیوندها
پیوندهای روزانه
آرشیو
آخرین نوشته ها
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
